مشاوره رایگان
لطفا فرم زیر را تکمیل بفرمایید.
روش های پرداخت و فراوری سطح سنگ ساختمانی را میتوان از دو دیدگاه مختلف دستهبندی کرد.
این دو دستهبندی مستقل از یکدیگرند و یک فرآیند مشخص میتواند از نظر مکانیزم، مکانیکی یا ضربهای باشد و همزمان بهصورت خشک یا مرطوب اجرا شود.
از نظر مکانیزم ایجاد تغییر در سطح، روشهای پرداخت سنگ را میتوان به پنج گروه اصلی زیر تقسیم کرد.
هر یک از این روشها با سازوکاری متفاوت، ویژگیهای ظاهری و فنی سطح سنگ ساختمانی را تغییر میدهند. انتخاب روش پرداخت به جنس سنگ (کانیهای تشکیلدهنده و سختی)، بافت موردنظر و کاربرد نهایی بستگی دارد.
در این روش، سطح سنگ با استفاده از ابزارها و تجهیزات مکانیکی و ساینده، بهصورت کنترلشده برداشت و پرداخت میشود. در فرآیندهای سایشی، سطح سنگ با دستگاههای سابزنی و پولیش و به کمک مواد ساینده، که در بسیاری از فرآیندهای مدرن از نوع الماسه هستند، پرداخت میشود. عملیات سایش معمولاً با سایندههای زبرتر آغاز شده و با سایندههای ریزتر ادامه پیدا میکند. با کاهش تدریجی اندازه ذرات ساینده و تکمیل مراحل پرداخت، ناهمواریهای سطح کاهش مییابد و در صورت ادامه فرآیند تا مراحل پولیش، سطحی صاف و براق ایجاد میشود.
پرداخت صیقلی (پولیش)، هوند، براش و چرمی از شناختهشدهترین انواع فراوری سنگ حاصل از فرآیندهای مکانیکی و سایشی هستند. تفاوت این پرداختها تنها به اندازه ساینده محدود نمیشود و عواملی مانند نوع ابزار، ساختار ساینده، فشار، سرعت فرآوری و نحوه تماس ابزار با سطح نیز در ایجاد فینیش نهایی مؤثرند.
سندبلاست نیز یکی از روشهای سایشی است که در آن ذرات ساینده با سرعت بالا به سطح سنگ برخورد کرده و با برداشت کنترلشده بخشی از ماده سطحی، بافتی مات و دانهدار ایجاد میکنند. اگرچه برخورد ذرات با سطح نقش مهمی در این فرآیند دارد، مکانیزم اصلی ایجاد تغییر در سطح، سایش و فرسایش ناشی از ذرات ساینده است؛ بنابراین سندبلاست در این مقاله در گروه روشهای مکانیکی و سایشی قرار میگیرد.
در این روش، لایه سطحی سنگ با وارد کردن ضربههای کنترلشده توسط ابزارهایی مانند چکش و تیشه، خرد یا جدا میشود. بخشی از دانهها و لایه سطحی سنگ در اثر ضربات از سطح جدا شده و در نتیجه، سطحی زبر، بافتدار و دارای فرورفتگیهای متعدد ایجاد میشود.
بافت نهایی به عواملی مانند نوع و شکل سر ابزار، شدت و تعداد ضربات، سرعت حرکت ابزار و همچنین سختی، ساختار و ترکیب کانیشناسی سنگ بستگی دارد. این روش معمولاً برای سنگهای نسبتاً سخت، از جمله گرانیت، مناسبتر است؛ در سنگهای نرمتر، شدت و شکل اثر ضربه متفاوت خواهد بود و اعمال ضربات شدید میتواند خطر آسیب یا پوستهشدن سطح را افزایش دهد.
پرداخت تیشهای و بوشهمر از شناختهشدهترین پرداختهای حاصل از فرآیندهای ضربهای هستند. در بوشهمر، ابزارهای دارای دندانه یا نوکهای متعدد با ضربههای متوالی روی سطح سنگ، بافتی یکنواخت و فرورفته ایجاد میکنند.
برخی فرآیندهای پرداخت ممکن است همزمان از چند مکانیزم بهره ببرند. برای مثال در فراوری تامبل، چرخش سنگ همراه با برخورد قطعات سنگ و مواد ساینده، بهطور همزمان باعث سایش و ایجاد ضربه میشود و در نتیجه میتوان آن را یک فرآیند ترکیبی دانست.
در این روش، شعله با دمای بالا و بهصورت کنترلشده روی سطح سنگ حرکت میکند. گرمای شدید و سریع باعث ایجاد تنشهای حرارتی در سطح سنگ میشود. تفاوت رفتار حرارتی کانیهای تشکیلدهنده سنگ میتواند به ایجاد ترکهای ریز و جداشدن بخشی از دانههای سطحی منجر شود و در نتیجه، سطحی زبر، مات و بافتدار ایجاد شود.
پرداخت حرارتی بهویژه برای برخی سنگهای آذرین متراکم، از جمله گرانیت، کاربرد دارد؛ با این حال، قابلیت اجرای آن به ترکیب کانیشناسی، ساختار و رفتار حرارتی سنگ بستگی دارد و نمیتوان یک روش حرارتی را برای همه انواع سنگ مناسب دانست. پرداخت فلیم شناختهشدهترین نمونه پرداخت حرارتی در صنعت سنگ است و در برخی پرداختهای ترکیبی نیز بهعنوان یکی از مراحل فرآوری به کار میرود؛ برای مثال، پرداخت فلیم چرم با ترکیب فرآیند فلیم و عملیات سایشی یا برسزنی، بافتی زبرتر و ظاهری طبیعیتر و ماتتر ایجاد میکند.
در برخی فرآیندهای فلیم ممکن است آب برای خنککاری تجهیزات یا کنترل شرایط فرآیند مورد استفاده قرار گیرد، اما آب جزء ضروری مکانیزم ایجاد فینیش فلیم نیست و عامل اصلی تغییر سطح، اعمال حرارت شدید است.
در این روش، محلولها و ترکیبات شیمیایی با سطح سنگ واکنش میدهند و با تغییر یا برداشت کنترلشده بخشی از مواد سطحی، میتوانند بافتی مات، طبیعی یا کهنهنما ایجاد کنند. این روش بهویژه برای سنگهای کربناته مانند مرمر، تراورتن و سنگ آهک کاربرد دارد؛ با این حال، میزان و نوع واکنش به ترکیب کانیشناسی سنگ و ماده شیمیایی مورد استفاده بستگی دارد. در این فرآیند، برخی کانیها در برابر مواد شیمیایی واکنشپذیرتر و برخی مقاومتر هستند؛ بنابراین نتیجه نهایی میتواند از نظر بافت، میزان زبری و ظاهر سطح در سنگهای مختلف متفاوت باشد. به همین دلیل، پیش از اجرای گسترده این نوع پرداخت، انجام آزمایش روی نمونهای از همان سنگ توصیه میشود.
اسیدواش یکی از روشهای شناختهشده در پرداخت شیمیایی سنگ است که با ایجاد واکنش کنترلشده در سطح سنگ، بافت آن را تغییر داده و میتواند ظاهری مات، طبیعی و کهنهتر ایجاد کند. این فرآیند گاهی بهعنوان مرحلهای تکمیلی پس از پرداختهایی مانند بوشهمر، سندبلاست یا براش به کار میرود تا بافت سطح برجستهتر شده و ظاهر سنگ حالت قدیمی و فرسودهتری پیدا کند.
واترجت نوعی پرداخت هیدرودینامیکی است که در آن از فشار و انرژی جریان آب برای ایجاد تغییر در سطح سنگ استفاده میشود. در این روش، جت آب با فشار و سرعت بالا، معمولاً از طریق نازلهای مخصوص، به سطح سنگ برخورد میکند و با فرسایش کنترلشده بخشی از سطح، بافتی زبر و بافتدار ایجاد میکند. میزان و نوع بافت ایجادشده به عواملی مانند فشار آب، قطر نازل، سرعت حرکت و فاصله نازل از سطح سنگ و همچنین ویژگیهای خود سنگ بستگی دارد.
فرآیندهای فرآوری و پرداخت سنگ را از نظر شرایط اجرا میتوان به دو دسته خشک و مرطوب تقسیم کرد. این تقسیمبندی ارتباطی با مکانیزم اثرگذاری بر سطح سنگ ندارد و تنها به استفاده یا عدم استفاده از آب در حین عملیات مربوط میشود.
در پرداخت خشک، عملیات بدون استفاده مستقیم از آب انجام میشود. یکی از مهمترین چالشهای این روش، تولید گردوغبار است. استنشاق گردوغبار برخی سنگها، بهویژه سنگهای حاوی سیلیس بلوری مانند گرانیت، میتواند برای سلامت دستگاه تنفسی خطرناک باشد و در صورت مواجهه طولانیمدت، به بیماریهای ریوی منجر شود. به همین دلیل، هنگام اجرای فرآیندهای خشک باید از سیستمهای مکش و تهویه مناسب در محل تولید گردوغبار و تجهیزات حفاظت تنفسی متناسب با میزان مواجهه استفاده شود.
در پرداخت مرطوب، آب همزمان با اجرای فرآیند روی سطح سنگ به کار میرود. آب با کاهش حرارت ناشی از اصطکاک، به خنککاری ابزار و سنگ کمک میکند و با مرطوب نگهداشتن ذرات، میزان انتشار گردوغبار در هوا را کاهش میدهد. با این حال، این روش نیز نیازمند کنترل مناسب است؛ زیرا پاشش و مه آب میتواند بخشی از ذرات ریز را وارد هوا کند و آب و لجن حاصل از فرآیند سایش نیز باید بهدرستی جمعآوری و مدیریت شود.